تقدیم به تنها گل باغچه ی عشقم مهشید


خسته ام ...! خسته نبودنت ...!

خسته از روزهایی که بی تو شب میشود و

شبهایی که باز هم بی تو میگذرد تا که

طلوعی و غروبی دیگر بیایند و باز هم گذر زمانها

که بی تو میگذرد ...! میگذرد ...!

میگذرد و باز هم میگذرد . . .

                                                                               امین

مشکل یکی از دوستان...

یکی از دوستای خوبم بین ۲ راهی گیر کرده و از من خواست  مشکلش رو تو وبلاگ بذارم تا شاید تو ذهن یکی از شما راه حلی وجود داشته باشه که باعث بشه راهش رو انتخاب کنه...

لطفا" نظرهای مربوط به این موضوع رو به همین قسمت ارسال کنید. 

من اهل خوزستان هستم و مدتی هست که از طریق نت با دختری آشنا شدم که اهل شیرازه.

تو این مدت آشنایی همدیگر رو حتی یکبار هم ندیدیم و من همیشه اون رو به چشم یک خواهر می دیدیم و آبجی می گفتم بهش...

تا اینکه کم کم احساس کردم داره بهم علاقه پیدا می کنه و به جایی رسید که خودش اعتراف کرد که بهم وابسته شده و خیلی دوسم داره.. می گه بدون من نمی تونه...

از طرفی قبل از اینکه بفهمم بهم وابسته شده تو دانشگاه به دختری علاقه مند شدم که هنوز بهش ابراز علاقه نکردم اما دلم می خواد باهاش رابطه بر قرار کنم. از قیافش خوشم اومده و می خوام باهاش آشنا بشم تا اخلاقش رو هم بشناسم.

بین این 2 نفر موندم سر 2 راهی...

برم طرف کسی که خودم خودم دیدمش و علاقه پیدا کردم ؟

یا با کسی باشم که از طریق نت باهاش آشنا شدم و حتی یک عکس هم ازش ندیدم.

راستش من آدمی هستم که اول باید از ظاهر کسی خوشم بیاد و به دلم بشینه بعد برم سراغش...

تو رابطه ای که می خوام برقرار کنم دلم می خواد با طرفم برم بیرون .. رو در رو با هم حرف بزنیم..

از حضورشش آرامش بگیرم.. اما اون کیلومتر ها ازم فاصله داره...

می ترسم اگه ازش بخوام عکسشو نشونم بده قیافش به دلم نشینه .. اون وقت با چه رویی بهش بگم نپسندیدمش؟

اگه ازش خوشم نیاد چه جوری به خاطر خواسته ی خودم دلش رو بشکنم؟

نمی دونم چی کار کنم... نظر های شما برای من مهمه... خواهشا" کمکم کنید که از این دو راهی نجات پیدا کنم...